X
تبلیغات
نکات آموزنده روانشناسی
بسیاری از مسائل شما را عصبانی می کند، عضلاتتان فشرده می شوند، احساس گرما می کنید و فریاد می زنید.

 برای کنترل عصبانیت می توان از روش های زیر استفاده کرد:  


فعالیت بدنی   
مشت زدن به کیسه بوکس، طناب زدن، حرکات موزون، پیاده روی، دوچرخه سواری و ورزش کردن بهترین راه کنترل خشم است. 


نفس عمیق 
هنگام عصبی شدن نفس عمیق بکشید، تا هشت بشمارید و دوباره این کار را انجام دهید.  این کار ضربان قلب تان را می کاهد و آرام تان می کند. 


یادداشت کردن عوامل بروز خشم 
یکی از بهترین روش های کاهش خشم نوشتن در وبلاگ، ساختن شعر و ... است. با این کار حجم زیادی از خشم تان تسکین می یابد. 


پرت کردن حواس 
به جای فکر کردن درباره خشم و تشدید آن کتاب بخوانید، با دوست تان حرف بزنید، نقاشی کنید و روبات بسازید. پس از آن به سرعت آرام می شوید.


منبع: پایگاه خبری سلامانه


برچسب‌ها: نوجوان, خشم

تاريخ : دوشنبه یازدهم فروردین 1393 | 15:4 | نویسنده : نرگس |

 شعر از فریدون مشیری:
بوی باران بوی سبزه بوی خاک
شاخه های شسته باران خورده پاک
آسمان آبی و ابر سپید
برگهای سبز بید
عطر نرگس رقص باد
نغمه شوق پرستو های شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک می رسد اینک بهار
خوش به حال روزگار
خوش به حال چشمه ها و دشت ها
خوش به حال دانه ها و سبزه ها
خوش به حال غنچه های نیمه باز
خوش به حال دختر میخک که می خندد به ناز
خوش به حال جام لبریز از شراب
خوش به حال آفتاب
ای دل من گرچه در این روزگار
جامه رنگین نمی پوشی به کام
باده رنگین نمی نوشی ز جام
نقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت از آن می که می باید تهی است
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
گر نکویی شیشه غم را به سنگ
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ



تاريخ : چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1392 | 11:11 | نویسنده : نرگس |



تاريخ : سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1392 | 13:0 | نویسنده : نرگس |
 ﺣﺘﻤﺎ ﺩﺭ ﺟﺮﯾﺎﻥ ﻫﺴﺘﯿﺪ ﮐﻪ ﭘﻨﺞ ﺗﻦ ﺍﺯ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ ﻏﯿﻮﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﺮﺯ ﻭ ﺑﻮﻡ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﻣﺰﺩﻭﺭﺍﻥ ﺗﻔﮑﺮ ﺟﺎﻫﻠﯽ ﮔﺮﻓﺘﺎﺭ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ. ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﻣﻠﻞ ﺩﺭ ﭘﯽ ﺗﻼ‌ﺷﻬﺎﯼ ﺟﻤﻌﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﺮﺍﻧﯿﺎﻥ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﺍﮔﺮ ﺗﻌﺪﺍﺩ ﯾﮏ ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﺯﺍﺩﯼ ﺁﻧﻬﺎ  ﺩﺭ  ﺳﺎﯾﺖ www.tpm.ir  ﻭﺍﺭﺩ ﺷﻮﻧﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﺧﻮﺩ ﺑﺎ ﺍﺭﺳﺎﻝ ﺍﯾﻤﯿﻞ ﻭ ﻣﺸﺨﺼﺎﺕ، ﻣﻬﺮ ﺗﺎﯾﯿﺪ ﺑﺮ ﻣﺠﺮﻡ ﺑﻮﺩﻥ ﺗﺮﻭﺭﯾﺴﺖ ﻫﺎ ﺑﮕﺬﺍﺭﻧﺪ، ﺩﺭ ﺟﻬﺖ ﺁﺯﺍﺩﯼ ﺁﻧﺎﻥ ﺗﺎ ﺷﺐ ﻋﯿﺪ(ﺍﻧﺸﺎﺍ...) ﺍﻗﺪﺍﻡ ﮐﻨﻨﺪ.     ﺑﺎ ﺍﻣﻀﺎ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﯿﺎﻧﯿﻪ ﯼ ﺍﺯﺍﺩﯼ ﺍﯾﻦ ﻋﺰﯾﺰﺍﻥ، ﺩﺭ ﺍﺯﺍﺩ ﺷﺪﻥ ﺁﻧﻬﺎ ﻧﻘﺶ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﺪ. ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺩﻭﺷﻨﺒﻪ 26 ﺍﺳﻔﻨﺪ ﺑﺎﯾﺪ ﺗﻌﺪﺍﺩ ﺍﻣﻀﺎ ﻫﺎ ﺑﻪ 1 ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ﻧﻔﺮ ﺑﺮﺳﺪ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺑﯿﻦ ﺍﻟﻤﻠﻠﯽ ﻗﻀﯿﻪ ﭘﯿﮕﯿﺮﯼ ﺷﻮﺩ.         ﺑﯿﺎﯾﯿﺪ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻏﻢ ﻫﺎﯼ ﺍﻃﺮﺍﻓﯿﺎﻧﻤﺎﻥ ﺑﯽ ﺗﻔﺎﻭﺕ ﻧﺒﺎﺷﯿﻢ.  ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻣﻀﺎﺀ ﺑﯿﺎﻧﯿﻪ ﯼ ﺁﺯﺍﺩﯼ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺭﺍ ﮐﻠﯿﮏ ﮐﻨﯿﺪ. http://www.petitions24.com/free_iranian_soldiers

تاريخ : سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1392 | 2:27 | نویسنده : نرگس |

«یو ژوکانگ» که در یکی از روستاهای چین زندگی می کند، هر روز پسرش را در یک سبد می گذارد و 7 کیلومتر پیاده می رود تا به مدرسه برسد. بعد پیاده سر کار می رود و آخر سر به مدرسه برمی گردد تا پسرش را به خانه برساند. پسر او که حالا 12 سال دارد، معلول است و هر دو دست و هر دو پایش کج هستند و کمرش هم قوز دارد. 


ژوکانگ 40 ساله می گوید:«می دانم که پسرم از نظر فیزیکی معلول است اما ذهنش مشکلی ندارد. به هر حال، من نتوانستم مدرسه ای که امکانات مناسب او داشته باشد، نزدیک خانه مان پیدا کنم و آنها مدام او را رد می کردند.»

ژوکانگ 9 سال پیش وقتی پسرش 3 ساله بود از مادر او جدا شد و تصمیم گرفت خودش، پسرش را بزرگ کند و البته تصمیم گرفت بهترین امکانات موجود را برایش فراهم کند. حالا هر روز ساعت 5 صبح بیدار می شود، برای پسرش ناهار تهیه می کند، او را به مدرسه می برد و سر کار می رود و بعد هم هر دو با هم به خانه برمی گردند. او می گوید از وقتی شروع به حساب کرده، حدود 2500 کیلومتر را در تپه ها بالا و پایین رفته است. 


بعد از انتشار این داستان، دولت چین خانه ای نزدیک مدرسه در اختیار این پدر و پسر گذاشته است.

 



تاريخ : شنبه بیست و چهارم اسفند 1392 | 22:48 | نویسنده : نرگس |
یک روز سر کلاس یکی از اساتیدمون که فرد بسیار فوق العاده با سواد و دانایی هستن سر یک موضوع بحث شد و از اونجایی که ایشون فردی هستند که با لطف و عنایت خداوند از سواد قرآنی بهرمند هستند هیچکس به خودش اجازه نمیده به مجادله با ایشون بپردازه.

بعد از سوالشون از جمع،با نگاه مهربونی رو به دانشجوها گفت لطفا جواب سوالم رو از روی خودتون نگوید مگر اینکه جایی خونده باشید.

جمله اشون باعث شد اکثر دانشجوها دستشون رو پایین بیارند و در جوابی که میخوان بدهند تجدید نظر کنند.

معنای جمله اشون از نظر من اینه که هیچ وقت بدون آگاهی صحبت نکنید چون نمی دونید حرفهای بدون آگاهی و از روی ظواهر چطور میتواند یک نفر رو  از زندگیش سیر کنه و به قهقرا برسونه.

دوستان شما هم میتونید برداشتتون رو از جمله ایشون بفرمایید.



تاريخ : شنبه بیست و چهارم اسفند 1392 | 17:30 | نویسنده : نرگس |
سلام

دوستی پرسیدند:

چه طوری میشه از شر خاطرات بد گذشته خلاص شد؟

از دوستانی که بیننده وبلاگ هستند می خواهم که ایشون رو راهنمایی

بفرمایند،پاسخهای روانشناسانه دوستان در همین پست ثبت خواهد شد.

پاسخ روانشناسانه و زیبای دوست خوبم خانوم روژی

من تجربیات و راهکارهای خودم مینویسم خارج از شعار دادن و ابراز راهکارهایی که نمادین هستن و در عمل به زبان ساده است و وقتی نوبت انجام میشود مسیر راه دیگر و.....

خاطرات بد هیچوقت از ذهن انسان پاک نمیشه و بر خلاف اینکه میگن فراموشش کن  و بهش فکر نکن و این نیز بگذرد !!!!من معتقدم این امر امکان پذیر نیست و حتی گذشت سالها باعث پر رنگ شدن آنها میگردد مانند لک های کهنه ای که با شستن پاک میگردد ولی با مرور زمان دوباره این لکه ها ظاهر و پر رنگتر میگردنند
اما روش من در برخورد : اولین کاری که میکنم اون اتفاق اون رویداد یا ...... می پذیرم یعنی در ذهنم ازش فرار نمیکنم به طبع زمان میبره  قبول این پذیرش اما ازش فرار نمی کنم
پس این اجازه رو به خودم میدم که آزادانه بهش  فکر کنم
1-پس اول پذیرش 2- سپس برسی
اگر اون رویداد یا خاطره قابل جبران باشه سعی در جبران میکنم اگر مشکل از من باشه خودخواهانه پافشاری نمیکنم یک تنه به قاضی نمیرم اگر از دست من خارج باشه میذارمش پای تقدیر و اینکه خواست خدا بوده و صبوری من اجرش محفوظ باقی خواهد ماند
وقتی یک اتفاق انسان به مدت معقولی بهش فکر کنه هیچ مشکلی ایجاد نمیکنه اما اگر تداوم داشته باشه باعث وسواس میشه  و رها شدن از این وسواس گاهی  امری غریب به محال  میگردد. این پذیرفتن و مواردی که نوشتم باعث میشه انسان دچار وسواس نشه و زندگی به خودش و اطرافیانش تلخ نکنه!! حس انتقام در انسان زنده نکنه!!!
به قولی تا حالا زندگی نکردی بقیشم با برداشت و افکارت زندگی نکن نشه!!!!!
 خدایی نکرده !!!خاطرات  گذشته باعث نشه اینده رو هم ببازیم

راهکار خوبی که برای من عمل میکنه اینه که اون اتفاق و خاطره رو مینویسم چندین بار شاید بگم تا زمانی با خودم به نتیجه نرسیدم میخونشم گاهی نکته های دیگری رو متن اضافه میکنم !! بعد شروع میکنم تجزیه و تحلیلش بی طرف  و ..... در آخر با یک نتیجه گیری پرونده رو میبندم و اون نوشته رو حذفش میکنم  میریزمش دور احساس سبکی بیشتر میکنم و کمک میکنه به من که باهاش کنار بیام یا حد اقل بپذیرمش
وقتی هم انسان چیزی میپذیره به مرور زمان بهش دیگه فکر نمیکنه نه اینکه فراموشش کنه فقط دیگه زیاد بهش فکر نمیکنه و اگرم فکر کرد زندگیش بخاطرش تلخ نمیکنه!!

نظر کارشناسانه دوست و همکارم مدینه خانوم

سلام.همون طور که دوستمون گفتن خاطرات گذشته چه خوب چه بد هیچگاه از ذهن پاک نمیشن درواقع اونها قسمتی از یادگیری هستند که وارد حافظه و در ذهن تثبیت میشن .مگر شما میتونید محله قدیمی یا کتاب کلاس اولتون رو فراموش کنید؟! شاید درسی رو که در دبیرستان با علاقه خوانده اید فراموش کرده باشید اما با یکبار نگاه کردن دوباره و یا دیدن همکلاسی محبوبتان آن درس را بخاطر خواهید آورد.خاطرات شخصی جزء اون یادگیریهایی هستند که هیچگاه فراموش نمیشن بخصوص اگه بار عاطفی داشته باشن و یه خاطره عشقی بوده باشه. گذر زمان میتونه به انسان کمک کنه که با خاطره کنار بیاییم و به اون عادت کنیم اما باعث فراموشی نمیشه. تا حالا تجربه کردید که عادت چقدر به سازگاری و کاهش اضطراب و نگرانی کمک میکنه؟ پس سعی در زدودن خاطرات نکنید .چون با کوچکترین نشانه (مثل قرار ملاقاتها یا روزهای خاص) دوباره برگشته و آزار می دهند. بجای اون بدنبال جایگزینی باشید. کسانیکه خاطرات عاطفی تاثیر زیادی برروح و روانشان دارد و درگیری ذهنی بیشتری نسبت به آن مسائل دارند مطمئنا افرادی با درک و ذوق هنری بالا هستند پس بهتره در جهت کنارآمدن با موضوع جایگزینی هنری بیابید .توصیه اکید دارم حتما به کلاسهای نقاشی موسیقی و یا شعرنویس روی آورید ساعات کمتری را بدون فعالیت باشید ورزش بخصوص ایروبیک و شنا و چنانچه مقدور نباشد پیاده روی یکساعته را از یاد نبرید.

جمع بندی مطالب توسط مدیر وبلاگ:

در پایان مطالب باید عرض کنم که کلا خاطرات نامشون همراهشونه شاید با آلزایمر یا بیماری دمانس(همون زوال عقل) بشه از دستشون خلاص شد. پس باید شیوه ی زندگی رو تغییر داد همونطوری که شما انجام دادید. و با قلقلکهای گاه و بیگاه خاطراتتون کنار بیایید چون اجتناب ناپذیرند.

به نظر من اگر آدمها یاد بگیرند کمی ایمانشون رو قویتر کنند حتما بهشون کمک میشه و قوی شدن ایمان فقط با باور واقعی وجود خدای بی همتاست.

با سپاس از دوستان خوبم خانوم روژی و مدینه خانوم.

موفق و موئید باشید.







تاريخ : چهارشنبه چهاردهم اسفند 1392 | 12:22 | نویسنده : نرگس |
روانشناس کسی است که رفتار، شخصیت، روابط بین فردی، یادگیری و انگیزش را در انسان به شکل حرفه ای مورد بررسی قرار می دهد. او از یک طرف رابطه بین عملکرد مغز و رفتار را بررسی می کند و از سوی دیگر ارتباط بین محیط و رفتار. 

در عرصه‌ی روان‌شناسی، به فردی می‌توانیم عنوان روان‌شناس را اطلاق نماییم که دست‌کم در یکی از رشته‌های روان‌شناسی، دارای مدرک کارشناسی یا بالاتر باشد. روان‌شناسان به‌طور حتم آموزش‌های لازم در زمینه‌ی مسائل مشاوره‌ای و یا روان‌شناسی بالینی را دیده‌اند و زیر نظر اساتید مجرب، دوره‌ی کارورزی را گذرانده و مهارت‌های لازم را کسب کرده‌اند 
در بسیاری از کشورهای دنیا، افراد و خانواده‌ها مراجعه به روانشناس را برای خود ضروری می‌دانند. به نظر می‌رسد در ایران هنوز هم برخی از افراد به‌رغم نگرانی و استرس‌های فراوانی که دارند، حاضر به صحبت با یک روانشناس و مشاور نیستند. 
فکر می کنید ایا چرا؟ 
به خاطر هزینه های جلسات مشاوره؟ نداشتن وقت؟ 
کمی عمیق تر شویم چه دلایل مهمتر دیگری وجود دارد که مانع رفتن ما به سمت روانشناس و روانشناسی می شود؟ 
باورهای ما درسته؟ 
اینکه ممکن است تصور می کنید افرادی پیش روانشناس می روند باید حتما شرایط خاصی داشته باشند مثلا دیوانگی ؟ یا خود روانشناسان دچار مشکل هستند؟

 

به طور کلی برخی باورهای غلطی که در ارتباط با روانشناس وجود دارد، شامل موارد زیر می شود:


1– روانشناسان خودشان دیوانه‌اند! 

این هم یک باور غلط شایع در میان مردم است که به هیچ عنوان علمی و منطقی نیست، چرا که اگر ما بخواهیم یک حکم کلی در ارتباط با گروهی از مردم بدهیم نیازمند آنیم که تحقیق علمی در سطحی وسیع انجام دهیم و با انجام روش‌های آماری ادعای فوق را اثبات کنیم. 
ما نمی‌توانیم بگوییم چون روانشناسان با بیماران روانی بسیاری درگیرند خود نیز قطعاً‌ از این بیماری‌ها بی‌بهره نخواهند ماند، به همان دلیل که اشخاصی که در بیمارستان‌ها در بخش مراقبت از بیماران عفونی کار می‌کنند اگر مراقب خودشان نباشند قطعاً‌ به این بیماری‌ها مبتلا خواهند شد. بنابراین باور فوق را به شکل زیر اصلاح می‌کنیم. 
روانشناسان هم همچون دیگر مردمان اگر مراقب خود نباشند در معرض بیماری‌های روانی قرار دارند.


2- ما خودمان روانشناسیم! 
بله این جمله‌ای است که کارل راجرز، یکی از روانشناسان بزرگ و پایه‌گذار روانشناسی انسانگرا بر آن معتقد بود. او اعتقاد داشت که هر کس خودش بهترین درمانگر خویش است اما سئوالی که پیش می‌آید این است: پس چرا همه روزه تعداد کثیری از مردم به کمک و دخالت روانشناسان نیازمند هستند؟ جواب این است به همان دلیل که همه ما بالقوه می‌توانیم به قله دماوند صعود کنیم اما به شرطی که شخصی  راهنمایی ما را به عهده بگیرد. یعنی راه را به ما نشان دهد و تجهیزات لازم را به ما معرفی کند. 
برای حل مشکلات شخصی هم ما نیاز به کمک یک روانشناس زبده داریم که نه برای ما بلکه با ما حرکت کند تا به حل مشکلاتمان نائل شویم ..


ادامه مطلب رو از نگاه زیباتون محروم نفرمایید

 

 




ادامه مطلب
تاريخ : شنبه سوم اسفند 1392 | 21:44 | نویسنده : نرگس |