نکات آموزنده روانشناسی

۱. یک مدیر زمان منضبط شوید

هر هفته تقریبا شامل ۱۶۸ ساعت می شود. این تعداد ساعت بدون تردید زمان زیادی را برای دستیابی به هر نوع هدف یا تحقق هر نوع آرزویی فراهم می کند. هر روز صبح چند دقیقه را به برنامه ریزی روزتان اختصاص دهید. برنامه ریزی تان را حول اولویت هایتان شکل دهید و ذهن خود را نه تنها بر کارهای فوری و مهم، بلکه بر کارهایی که چندان فوری نیستند اما در عین حال مهم هستند (کارهایی که منافع بلندمدت و پایداری به بار آورده و مستلزم ممارست، طراحی استراتژیک، توسعه روابط و آموزش حرفه ای است) متمرکز کنید چرا که این قبیل کارها بیشترین فرصت را برای پیشرفت فردی و حرفه ای بدست می دهند. هرگز اجازه ندهید اموری که حائز بیشترین اهمیت ممکن هستند قربانی امور کم اهمیت شوند.

 

۲. روزتان را به خوبی شروع کنید

قبل از اینکه هر روز صبح از رختخواب بیرون بیایید، دعا بخوانید و از خداوند برای روزتان و همه ی چیزهای مثبتی که خواهید دید و به دست خواهید آورد تشکر کنید. برای ساختن بهترین روز زندگیتان آگاهانه تصمیم بگیرید و با انواع لذت ها، موفقیت ها و سرگرمی ها با آن مواجه شوید. اگر شما به این چیزهای خوب اعتماد داشته باشید، مطمئنا اتفاق خواهد افتاد. یک راز بی انتها و همیشگی برای موفقیت در زندگی این است که هر روز به گونه ای زندگی کنید که گویا آخرین روز زندگی شماست.

 

۳. سعی کنید در طول روز شوخ طبع باشید

شوخ طبعی نه تنها از نقطه نظر جسمی مفید است. بلکه سبب از بین رفتن تنش حاصل از اوضاع سخت گشته و هر جا که باشید جو فوق العاده ای را در اطرافتان به وجود می آورد.

 

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه سوم آبان 1393ساعت 11:0 توسط نرگس|


از دوستان بزرگواری که تسلیت گفتند سپاس گذارم.

شاید خیلی از دوستان مثل بنده که قبلا نمی دونستم، ندانند معنای تسلیت چیه؟؟؟؟

تسلیت گفتن به بازماندگان کسی که این دنیا رو به مقصد عقبا ترک میکنه عمیقا باعث ایجاد آرامش روحی میشه به طوری که انسان احساس میکنه کسان دیگری هم در دنیای اطراف هست که می تونه بار غمش بفهمه، درک کنه و بهش در حمل این غم کمک کنه.

به هر حال از اینکه اجازه ندادید آمار وبلاگ در این مدت به صفر برسه متشکرم.

ان شالله از فردا مطالب روانشناسانه برگزیده سایتهای مختلف و نوشته های خودم رو باز ادامه خواهم داد.

از حضورتون چه بی صدا و چه با پیامهای زیباتون متشکرم.

امیدوارم همیشه شاد باشید و سرافراز

نوشته شده در جمعه دوم آبان 1393ساعت 20:6 توسط نرگس|


مادرم فرشته است...

ولی هیچوقت ندیدم پرواز کند...

زیرا به پایش...

من را بسته بود..

خواهر و برادرم را...

پدرم را...

و همه ی زندگیمان را...

معذرت میخواهم نیوتون..! راز جاذبه، 'مادر من' است!

معذرت میخواهم ادیسون! چرا که 'مادرم' اولین چراغ زندگی من است!

معذرت میخواهم انیشتین! فرمولهای تو از توضیح 'مادر من' عاجزند! رومئو! همه راه ها به عشق 'مادرم' ختم میشود! 'مادرم' عشق من است...

نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم شهریور 1393ساعت 1:18 توسط نرگس|


 

مادر جان چقدر عجله داشتی برای پر کشیدن ,قلبم از داغ فراقت میسوزد.

نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم شهریور 1393ساعت 11:42 توسط نرگس|


ﺩﺍﻣﻦ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻣﻦ ﺧﺴﺘﻪ ﻣﮑﺶ، ﺍﯼ ﻣﺎﺩﺭ

ﮐﻪ ﭘﻨﺎﻩ ﻣﻦ ﻭ ﺩﻝ، ﮔﻮﺷﻪ ﯼ ﺩﺍﻣﺎﻥ ﺗﻮ ﺑﻮﺩ 

ﺑﺎ ﭼﻪ ﺳﺮﮔﺮﻡ ﮐﻨﯿﻢ ﺩﯾﺪﻩ ﻭ ﺩﻝ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻣﺪﺍﻡ

ﺩﻝ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﯽ ﻃﻠﺒﺪ، ﺩﯾﺪﻩ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺟﻮﯾﺪ 

نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم شهریور 1393ساعت 1:21 توسط نرگس|


 

قرار نیست همین که به دوره نوجوانی و جوانی رسیدید و سن و سال تان برای ازدواج مناسب بود، دست به کار شوید و دنبال شریک زندگی تان بگردید. البته درست است که سن و سال یکی از مهم ترین معیارها برای داشتن ازدواجی موفق است ولی همه چیز نیست؛ به این معنی که تمام دخترها و پسرهایی که به سن ازدواج می رسند، آماده پذیرش این مسئولیت نیستند و بواقع نمی توانند در زندگی مشترک شان موفق شوند.

 

پس اگر شما هم به فکر ازدواج افتاده اید یا می خواهید همسر آینده تان را انتخاب کنید، اول با خودتان روراست باشید؛ فکر کنید واقعا آماده ازدواج و زندگی با همسرتان زیر یک سقف هستید یا نه؟ با خودتان خلوت کنید و ببینید چه انتظاری از زندگی مشترک دارید و با چه هدفی می خواهید این مسیر نو و ناشناخته را آغاز کنید؟ متخصصان و مشاوران هم این نظر را تائید می کنند و می گویند پیش از ازدواج باید خودتان را بهتر بشناسید و به طور دقیق نیازها و اهداف تان را تعیین کنید تا بتوانید زندگی مشترک موفقی داشته باشید.

 

چرا ازدواج می کنید؟

در ادامه مطلب...............


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه دهم شهریور 1393ساعت 21:47 توسط نرگس|


گاهی اوقات والدین برای این که از بعضی رفتارهای کودک خود جلوگیری کنند دچار خطا یا مشکل می شوند.

بعضی از والدین برای اینکه کودک را از محیط نامطلوب خارج کنند مسقیما وارد عمل می شوند و شی مورد نظرشان یا کار نامطلوب مورد نظر را از دسترس کودک خارج میکنند و موجبات خشم و ناراحتی کودک را فراهم میکنند. این بدترین روش و معمول ترین روش مورد استفاده در والدین می باشد در خوشایند ترین حالت بعضی از والدین بعد از خارج کردن مورد نامطلوب از دسترس بچه باعث گریه ی وی می شوند و برای اینکه کودک را آرام کنند برایش توضیح میدهند که چرا این کار نامطلوب است و این روش برای کودکانی که از نظر عقلی و سنی رشد بیشتری داشته اند مناسب است و در بعضی مواقع خوب جواب می دهد، ولی در کودکان کم سن و سال کودک مفهوم توضیحات والدین را متوجه نمی شود و این کار والدین را یک نوع تنبیه برای خودش می داند.

برای همین به محض اینکه وسیله ای را که در دسترسشان قرار دارد و کودک با آن سرگرم است را از او بگیرند باعث خشم و گریه اش می شود و این خشم میتواند احساس نا امنی را در کودک شکل بدهد که این نا امنی تا بزرگسالی در شخصیت و نهان کودک باقی خواهد ماند.

و اما ترفند جایگزینی چیست؟؟؟ ترفند جایگزینی یک راه حل برای نه گفتن به کودکان است که در این روش بجای اینکه چند ساعت برای کودک توضیح بدهیم تا کاری را که انجام میدهد غلط یا نامناسب است و باید آن را کنار بگذارد، به کودک یک شی یا یک بازی یا چیزی که در همان حد لذت بخش است می دهیم یعنی نیرو و انرژی کودک را از روی کاری که مورد پسندمان نیست به سمت کارهای مورد پسند سوق می دهیم .

مثلا وقتی کودکمان بیش از حد تلوزیون میبیند و ما میخواهیم مدت زمان تلوزیون دیدن را برایش کم کنیم ابتدا باید یک سرگرمی با لذتی در همان حد برایش در نظر بگیریم مثلا بستنی خوردن یا در پارک بازی کردن یا او را از خانه خارج کردن ،به این نحو هم کودک را از کاری که میکرد منع کرده اید و هم این که به طوری دیگر کودک را سرگرم نموده اید. 

به این روش جایگزینی گفته  می شود و این روش نه تنها برای کودکان بلکه حتی در قانع کردن بزرگسالان نیز قابل بهره وری می باشد،فقط کافی است به جا و به موقع استفاده شود.

نویسنده: نرگس

نوشته شده در سه شنبه چهارم شهریور 1393ساعت 22:39 توسط نرگس|


عصبانی شدن و فریاد کشیدن پدر، مادرها در برابر کارهای بچه ها فایده ای ندارد ، جز اینکه این نوع رفتار را به کودکان آموزش می دهد!!! از کوره در رفتن و بد رفتاری کردن، به آنها یاد نخواهد داد، که وقتی خودشان از کوره در رفتند و بد رفتاری کردند، چطور رفتار کنند!

 

چطور پدر، مادر خونسردی باشیم؟

چه جور پدر، مادرهایی، وقتی که بچه کار ناشایست انجام می دهد، خونسردی خود را حفظ می کنند؟ البته پدر مادری که گاه وبیگاه خونسردی خود را از دست ندهند، از تک شاخ هم نادر ترند. به هرحال عصبانی شدن و فریاد کشیدن پدر، مادرها ثمری هم ندارد. پس اگر خونسردی خود را حفظ کنید، برای همه بهتراست .

 

اگر فرزند دارید ادامه مطلب رو از دست ندید


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه بیست و پنجم مرداد 1393ساعت 21:29 توسط نرگس|



آخرين مطالب
» ۱۰ نکتـــــــــــــه برای مدیـــــــــریت خـــــــــــــود
» ســــــــــلام
» مادرم
» تسلیت قلب صبورم
» مادرم
» خودتان را چقدر می شناسید؟
» روش جایگزینی چیست؟
» با بچه ها چطور رفتار کنیم ؟
» چقدر زودباور هستی
» ساده‌ ترین راه‌ های تشخیص «آلزایمر»

قالب وبلاگ : پيجك دات نت